زنده اندیشان

حیوانات را دوست میداریم!

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله‌سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره‌خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خون عمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت: کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی‌ زن دایی, بابایمان هم گفت: برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟

ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله‌مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما همش گربه و کوسه نشون میداد. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه‌نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ می‌گفت.

فامیلهای ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ‌ها، شوهر خاله‌مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله‌مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۸۸ ، ۱۳:۰۱
محمدرضا امین

حیوانات را دوست میداریم!

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله‌سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره‌خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خون عمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت: کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی‌ زن دایی, بابایمان هم گفت: برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟

ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله‌مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما همش گربه و کوسه نشون میداد. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه‌نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ می‌گفت.

فامیلهای ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ‌ها، شوهر خاله‌مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله‌مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۸۸ ، ۱۳:۰۱
محمدرضا امین

خوراک چیست و چگونه خوراک بخوریم؟

عصر، عصر سرعت و شتاب و عصر انفجار اطلاعات است، امروز وب و وبلاگها سرعت بالاتری می طلبند، اگر از فید استفاده نکنید، وبگردی سریع غیر ممکن خواهد بود. اگر میخواهید در وقت خود صرفه جویی کنید، اگر میخواهید مطالب بیشتری بخوانید، اگر سرعت اینترنت در ایران شما را کلافه کرده، از خوراک [:فید] استفاده کنید.

web 3 feed forever

.
خوراک
، مطالب را بدون قالب گرافیکی ارائه میدهد. RSS مخفف عبارت Really Simple Syndication است. نوعی از اسناد XML که برای استفاده از مطالب جدید سایت ها ارائه شده است. اولین بار شرکت Netscape در سال ۱۹۹۷ از RSS برای کم کردن ترافیک سایت خود و نشان دادن خلاصه خبر های جدید سایت در خبر گزاری‌ هایی مثل BBCCNET و … استفاده کرد. ،

چرا باید مشترک خوراک سایتها و وبلاگها شوم؟
اگر سایت یا وبلاگی بروز شود، بلافاصله از طریق خوراک خوان متوجه خواهید شد و همانجا میتوانید مطالب جدید را بخوانید. لازم نیست شال و کلاه کنید و تا دم در وبلاگ بروید.
برای خواندن مطالب لازم نیست آدرس هزاران سایت و وبلاگ را بوکمارک کنید یا بخاطر بسپارید و یکی یکی به آدرس آنها سر بزنید. کافی ست یکبار خوراکشان را به خوراک خوان تان اضافه کنید. خوراک، شما را از سرگردانی و سردرگمی در سایت های اینترنتی نجات می‌دهد. مطالب سایتها و وبلاگهای مختلف را در یک جا بخوانید،
خوراک، مطالب را بدون قالب گرافیکی ارائه میدهد بنابراین مطالب را بسیار سریعتر خواهید داشت.
خوراک فیدبرنری از بهترین راههای عبور از فیــ.لتر میباشد، با اشتراک خوراک پخته شده ی وبلاگها در صورت فیـ.لتر شدن یا حتی در صورت تغییر آدرس وبلاگها و سایتها  نیز آنها را از دست نخواهید داد.

!

برای توضیح بیشتر:
بطور مثال شما به 1۰ سایت یا وبلاگ علاقه مند هستید، مطالب جدید آنها را میخوانید. هر روز یکی یکی آنها را چک میکنید تا اگر مطلب جدیدی دارند بخوانید، در صفحات مرورگر گم میشوید، ممکن است مدتی نتوانید به آنها سر بزنید و بعضی مطالب ازدستتان برود، هر روز مدتی را صرف لود شدن قالب گرافیکی تکراری سایت ها میکنید. باید تبلیغات سایت ها را تحمل کنید، آن هم با سرعت اینترنت در ایران. فقط وقت با ارزش و پهنای باند خود را از دست میدهید. اما شما میتوانید از همه این دردسر ها برای همیشه خلاص شوید. اینجاست که خوراک  به کمک شما می آید. از این پس به جای 10 سایت و وبلاگ میتوانید چند هزار سایت و وبلاگ را دنبال کنید. شما از این پس از امکانات سریع و نوین وب 2 برای رهایی از این محدودیتها استفاده می کنید.

خوراک خوان؛ خوراکها کجا خوانده میشوند؟
فیدخوانها دو گونه اند، آنلاین و آفلاین. هر کدام هم مزایای خودشان را دارند. راه اول استفاده از خوراک خوانهای آنلاین است که در حال حاضر قدرتمندترین و معروفترین آنها گوگل ریدر است. راه دوم استفاده از خوراک خوانهای آفلاین [:نرم افزار های فید ریدر] است. اینجا نرم افزار سریع، قدرتمند و کم حجم اسنفر مناسب است. چنانچه از اینترنت سرعت بالا برخوردار هستید از گوگل ریدر استفاده کنید، اما اگر سرعت اینترنت تان پایین است پیشنهاد وب 3 استفاده همزمان از هر دو نوع خوراک خوان آنلاین و آفلاین است. با گوگل ریدر بانکی از خوراک ها خواهید داشت ضمنا اگر مدتی نتوانستید از خوراک خوان آفلاین تان استفاده کنید، مطالب را از دست نخواهید داد. خوبی خوراک خوان آفلاین هم این است که روزانه به اینترنت متصل میشوید و فقط چند دقیقه طول میکشد تا خوراک خوانتان مطالب جدید را دریافت کند، بعد میتوانید به صورت آفلاین و سر فرصت آنها را مطالعه کنید.

خوراک سایتها را چگونه بیابم؟
هر سایت یا وبلاگ معمولا دارای یک آدرس برای خوراک مطالبش است، میتوانید آدرس خوراک را از طریق آیکون نارنجی رنگFeediconsmal(در اندازه های بزرگ یا کوچک) در سایتها، وبلاگها یا در خود مرورگرتان، پایین سرچ باکس اینترنت اکسپلورر 7 یا سمت راست آدرس بار فایرفاکس پیدا کنید.

اگر خوراک سایتی را نیافتید، آدرس آنرا وارد خوراک خوان تان کنید، گوگل ریدر و اسنفر قادر به یافتن و وارد کردن خودکار خوراک میباشند.

اشتراک در خوراک وبلاگها و سایتها
برای استفاده از گوگل ریدر باید در گوگل [:Gmail] حساب داشته باشید، اگر جیمیل ندارید، به اینجا بروید و یک حساب ایجاد کنید. برای استفاده از گوگل ریدر، به اینجا رفته و در حساب خود وارد شوید. از درون جیمیل یا صفحه اصلی گوگل نیز میتوانید وارد گوگل ریدر شوید، کافی است از گزینه more گزینه Reader را انتخاب کنید. بعد از ورود به گوگل ریدر روی Add subscription کلیک کنید، پنجره ی کوچکی باز میشود، آدرس خوراک مورد نظر را وارد کرده و Add را بزنید.
برای اشتراک خوراک در اسنفر، ابتدا جدیدترین نسخه اسنفر رو از اینجا دانلود و نصب کنید. حالا به ..file>new>feed رفته، آدرس خوراک را وارد کرده و next و finish کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۴۸
محمدرضا امین

خوراک چیست و چگونه خوراک بخوریم؟

عصر، عصر سرعت و شتاب و عصر انفجار اطلاعات است، امروز وب و وبلاگها سرعت بالاتری می طلبند، اگر از فید استفاده نکنید، وبگردی سریع غیر ممکن خواهد بود. اگر میخواهید در وقت خود صرفه جویی کنید، اگر میخواهید مطالب بیشتری بخوانید، اگر سرعت اینترنت در ایران شما را کلافه کرده، از خوراک [:فید] استفاده کنید.

web 3 feed forever

.
خوراک
، مطالب را بدون قالب گرافیکی ارائه میدهد. RSS مخفف عبارت Really Simple Syndication است. نوعی از اسناد XML که برای استفاده از مطالب جدید سایت ها ارائه شده است. اولین بار شرکت Netscape در سال ۱۹۹۷ از RSS برای کم کردن ترافیک سایت خود و نشان دادن خلاصه خبر های جدید سایت در خبر گزاری‌ هایی مثل BBCCNET و … استفاده کرد. ،

چرا باید مشترک خوراک سایتها و وبلاگها شوم؟
اگر سایت یا وبلاگی بروز شود، بلافاصله از طریق خوراک خوان متوجه خواهید شد و همانجا میتوانید مطالب جدید را بخوانید. لازم نیست شال و کلاه کنید و تا دم در وبلاگ بروید.
برای خواندن مطالب لازم نیست آدرس هزاران سایت و وبلاگ را بوکمارک کنید یا بخاطر بسپارید و یکی یکی به آدرس آنها سر بزنید. کافی ست یکبار خوراکشان را به خوراک خوان تان اضافه کنید. خوراک، شما را از سرگردانی و سردرگمی در سایت های اینترنتی نجات می‌دهد. مطالب سایتها و وبلاگهای مختلف را در یک جا بخوانید،
خوراک، مطالب را بدون قالب گرافیکی ارائه میدهد بنابراین مطالب را بسیار سریعتر خواهید داشت.
خوراک فیدبرنری از بهترین راههای عبور از فیــ.لتر میباشد، با اشتراک خوراک پخته شده ی وبلاگها در صورت فیـ.لتر شدن یا حتی در صورت تغییر آدرس وبلاگها و سایتها  نیز آنها را از دست نخواهید داد.

!

برای توضیح بیشتر:
بطور مثال شما به 1۰ سایت یا وبلاگ علاقه مند هستید، مطالب جدید آنها را میخوانید. هر روز یکی یکی آنها را چک میکنید تا اگر مطلب جدیدی دارند بخوانید، در صفحات مرورگر گم میشوید، ممکن است مدتی نتوانید به آنها سر بزنید و بعضی مطالب ازدستتان برود، هر روز مدتی را صرف لود شدن قالب گرافیکی تکراری سایت ها میکنید. باید تبلیغات سایت ها را تحمل کنید، آن هم با سرعت اینترنت در ایران. فقط وقت با ارزش و پهنای باند خود را از دست میدهید. اما شما میتوانید از همه این دردسر ها برای همیشه خلاص شوید. اینجاست که خوراک  به کمک شما می آید. از این پس به جای 10 سایت و وبلاگ میتوانید چند هزار سایت و وبلاگ را دنبال کنید. شما از این پس از امکانات سریع و نوین وب 2 برای رهایی از این محدودیتها استفاده می کنید.

خوراک خوان؛ خوراکها کجا خوانده میشوند؟
فیدخوانها دو گونه اند، آنلاین و آفلاین. هر کدام هم مزایای خودشان را دارند. راه اول استفاده از خوراک خوانهای آنلاین است که در حال حاضر قدرتمندترین و معروفترین آنها گوگل ریدر است. راه دوم استفاده از خوراک خوانهای آفلاین [:نرم افزار های فید ریدر] است. اینجا نرم افزار سریع، قدرتمند و کم حجم اسنفر مناسب است. چنانچه از اینترنت سرعت بالا برخوردار هستید از گوگل ریدر استفاده کنید، اما اگر سرعت اینترنت تان پایین است پیشنهاد وب 3 استفاده همزمان از هر دو نوع خوراک خوان آنلاین و آفلاین است. با گوگل ریدر بانکی از خوراک ها خواهید داشت ضمنا اگر مدتی نتوانستید از خوراک خوان آفلاین تان استفاده کنید، مطالب را از دست نخواهید داد. خوبی خوراک خوان آفلاین هم این است که روزانه به اینترنت متصل میشوید و فقط چند دقیقه طول میکشد تا خوراک خوانتان مطالب جدید را دریافت کند، بعد میتوانید به صورت آفلاین و سر فرصت آنها را مطالعه کنید.

خوراک سایتها را چگونه بیابم؟
هر سایت یا وبلاگ معمولا دارای یک آدرس برای خوراک مطالبش است، میتوانید آدرس خوراک را از طریق آیکون نارنجی رنگFeediconsmal(در اندازه های بزرگ یا کوچک) در سایتها، وبلاگها یا در خود مرورگرتان، پایین سرچ باکس اینترنت اکسپلورر 7 یا سمت راست آدرس بار فایرفاکس پیدا کنید.

اگر خوراک سایتی را نیافتید، آدرس آنرا وارد خوراک خوان تان کنید، گوگل ریدر و اسنفر قادر به یافتن و وارد کردن خودکار خوراک میباشند.

اشتراک در خوراک وبلاگها و سایتها
برای استفاده از گوگل ریدر باید در گوگل [:Gmail] حساب داشته باشید، اگر جیمیل ندارید، به اینجا بروید و یک حساب ایجاد کنید. برای استفاده از گوگل ریدر، به اینجا رفته و در حساب خود وارد شوید. از درون جیمیل یا صفحه اصلی گوگل نیز میتوانید وارد گوگل ریدر شوید، کافی است از گزینه more گزینه Reader را انتخاب کنید. بعد از ورود به گوگل ریدر روی Add subscription کلیک کنید، پنجره ی کوچکی باز میشود، آدرس خوراک مورد نظر را وارد کرده و Add را بزنید.
برای اشتراک خوراک در اسنفر، ابتدا جدیدترین نسخه اسنفر رو از اینجا دانلود و نصب کنید. حالا به ..file>new>feed رفته، آدرس خوراک را وارد کرده و next و finish کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۴۸
محمدرضا امین

پاسخ


 

مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند. ناگهان کلاغی بر روی پنجره اشان شست. . پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه. بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ. پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل میکردم و به او جواب میدادم و به هیچ وجه عصبانی نمیشدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا میکردم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۲۵
محمدرضا امین

پاسخ


 

مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند. ناگهان کلاغی بر روی پنجره اشان شست. . پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه. بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ. پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل میکردم و به او جواب میدادم و به هیچ وجه عصبانی نمیشدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا میکردم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۲۵
محمدرضا امین

عشق مادری



چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد.
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۲۱
محمدرضا امین

عشق مادری



چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد.
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۲۱
محمدرضا امین

فرشته نگهبان



                                                                                                       

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
-
اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لحظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دور وبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.به هر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
-
ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبانت هستم. مرد فکری کرد و گفت:
پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟


منبع

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۱۴
محمدرضا امین

فرشته نگهبان



                                                                                                       

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
-
اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لحظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دور وبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.به هر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
-
ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبانت هستم. مرد فکری کرد و گفت:
پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟


منبع

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۱۴
محمدرضا امین