یک داستان
يكشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۸۷، ۰۷:۱۴ ب.ظ
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

یک داستان
پدری به اصرار پسرش او را به کلاس کاراته برد نکته جالب اینکه این پسر یک دست داشت. استاد باهوش یک فن را به او یاد داد و به او توصیه کرد مرتب جهت مهارت برای آن فن تمرین کند.
مدتی بعد در مسابقات محلی شاگرد یک دست اول شد. میدانید چرا ؟ استاد فنی را به پسر یاد داده بود که بدلش ( حرکت ضد فن ) تنها زمانی میسر بود که حریف دست مقابل او را ( که وجود نداشت ) میگرفت و به این ترتیب استفاده از محدودیت پسر باعث شد که بتواند پیشرفت کند.
درست است که ما نمیتوانیم خوب بدویم و یا راه برویم ولی با شما شرط می بندم میتوانیم بهتر از خیلیها حرف بزنیم و فکر کنیم پس با تمرکز بر نتوانستنها وقت خودتان را تلف نکنید. ببینید در چه کارهایی استعداد و یا مهارت دارید و با تمام وجود برروی آنها تمرکز و تمرین کنید تا ببینید چه نتایج درخشانی از آنها خواهید گرفت.
۸۷/۱۱/۲۷